هر گفتمانی، با توجه به «نظام فکری» و «اصول موضوعه» خود، در مورد مفاهیم مختلف، موضعگیریهای مختلفی ارائه میکند و در هر قالبی به «بازنمایی» نظرات خویش میپردازد. بازنمایی مفاهیم اصلی هر گفتمان به وضوح در تمام «متون» قابل مشاهده است و مفاهیم بازنماییشده در اثر «قدرت» گفتمانی در هر متنی ارائه میگردد.
پژوهش حاضر نیز با عنوان «بازنمایی مفهوم تجربه دینی در سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی»، سعی داشته است که با نگاه و تحلیلی گفتمانی، ابتدا به شناخت گفتمانهای موجود در جامعه پرداخته و سپس با استفاده از «روش تحلیل گفتمان»، به بازنمایی مفهوم تجربه دینی از نظرگاه این گفتمانها در سینما بپردازد.
بنابراین در بخش مبانی نظری، ابتدا به بیان مفاهیمی مانند دین، دینداری و تجربه دینی از دیدگاه نظریهپردازان مختلف پرداخته شد. بیان این مفاهیم ابتدا از دیدگاه نظریهپردازان علوم اجتماعی شروع گشت و بدین نتیجه رسید که امور ماورائی مانند «تجربه دینی»، مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی نبوده است و نظرات ایشان بیشتر معطوف به محتوای دین و سرگذشت ادیان و نقش دین به عنوان یک عامل اجتماعی در جامعه بوده است. البته باید این مسئله را نیز اضافه کرد که معدودی از نظریهپردازان علوم اجتماعی، مانند «یوآخیم واخ»، حوزه نگاه خود به دین را گسترش داده و مفهوم تجربه دینی را مدنظر قرار دادهاند. «واخ» سه بعد برای تجربه دینی در نظر میگیرد که شامل مفهوم «شهود» در بیان نظری دین، انجام «مناسک» در جهت تحقق آن و «بیان اجتماعی» در جهت ایجاد روابط اجتماعی و نگهداری از این روابط است.
پس از بررسی نظریات عالمان علوم اجتماعی به بیان مفهوم «تجربه دینی» از دیدگاه متالهان پرداخته شد و این مفهوم از دیدگاه مسیحی و اسلامی – که به اعتقاد نگارنده بیشترین تاثیر را در گفتمانهای دینی جامعه داشتهاند – بررسی گشت و بر این مساله تاکید شد که «تجربه دینی»، اصطلاحی است که بیشتر ریشه در «الهیات مسیحی» داشته و از سوی بعضی از متالهان متاخر ایرانی از تعالیم مسیحیت اخذ شده است. البته این مفهوم در تعالیم عرفانی اسلامی و به طور خاص «ابن عربی» با عنوان «تجربه عرفانی» مطرح گشته و تفاوتهایی اساسی با نظریه متالهان مسیحی دارد.
تجربه دینی از دیدگاه متالهان مسیحی، تجربهای است که به «اتصال به امر الهی» اشاره دارد و بر وجود امر متافیزیکی در آن تاکید میگردد. کلیاتی نیز در مورد ویژگیهای تجربه دینی نیز بیان میشود که بعضا در تفکر اسلامی نیز مورد تایید است. متالهان مسیحی، تجربه دینی را نوعی «احساس» و از سنخ «ادراک حسی» میدانند که نوعی «تبیین فوق طبیعی» را مد نظر دارد و «بیانناپذیر»، «معرفتبخش»، «موقتی» و «انفعالی» است. پس با «استدلالات عقلی» هماهنگ نیست. نکتهای که در مورد تفکر مسیحی باید ذکر کرد این است که مفهوم تجربه دینی زمانی شکل گرفت که انتقادهایی از کلیسا مطرح گشت و در جهت مخالفت با ارباب کلیسا، عدهای از متالهان مسیحی به تئوریپردازی در این زمینه پرداختند. از این رو، نظریه تجربه دینی در این نگاه، تاکید بر دین خاصی – حتی مسیحیت – ندارد و آن را حقیقتی میشمارد که برای هر کسی امکان وجودی دارد.
اما تجربه دینی در تعالیم اسلامی، بیشتر در قالب عرفان اسلامی و از سوی ابن عربی مطرح گشته است. البته، تعالیم فلسفی و کلامی نیز در ارائه چارچوب تجربه دینی بیتاثیر نبودهاند و فیلسوفانی مانند ملاصدرا به تمامی این وجوه در رسیدن به نقطهای واحد در این زمینه تاکید ورزیدهاند.
تعالیم ابن عربی – به عنوان بزرگترین نظریه پرداز عرفان اسلامی – در زمینه تجربه عرفانی، از جایگاه رفیعی در تفکر اسلامی برخوردار است و ریشه فکری تجربه عرفانی محسوب میشود. ابن عربی، تجربه عرفانی – یا به عبارتی دینی- را بر خلاف متالهان مسیحی از «وحی» جدا میکند و در قالب بحث «خیال» به بیان تئوری خویش در این زمینه میپردازد. وی بر «دینی بودن» این تجربه تاکید بسیاری دارد و اجرای «شریعت» در این مسئله را واجب میشمارد و معتقد است که «کشف» با تمام حواس پنجگانه قابل درک است. از نکات قوت نظریه ابن عربی، مراتبی است که وی برای تجربه دینی قائل است که این مراتب از قوه «مفکره» آغاز و با «تعقل»، در مرتبه «قلب» و سپس در «روح» تجلی مییابد و در مراحل پنجم و ششم، «قابل بیان» نیست.
مفاهیمی که در باب تجربه دینی در بخش نظری بیان شد، شالوده فکری گفتمانهای موجود در جامعه را بیان میکند. به طوری که ما شاهد حضور این مفاهیم در گفتمانهای اصلی هستیم. حضور تفکرات ابنعربی در گفتمان «سنت اسلامی»، تفکرات متالهان مسیحی در گفتمانهای «روشنفکری دینی» و تفکرات اندیشمندان علوم اجتماعی در گفتمان «روشنفکری» - به عنوان گفتمانهای فکری جامعه ایرانی – کاملا مشهود است و پایههای فکری این گفتمانها را شکل میدهد.
در ادامه فصل مبانی نظری، به بیان نظریاتی در باب رویکرد دینی و هنری در فیلم پرداخته شده است و در پایان نیز «نظریه بازنمایی»، به عنوان نظریهای که پایه اصلی پژوهش ما را در انتخاب روش تحلیل گفتمان تشکیل میدهد، بیان گشته است. «نظریه بازنمایی» بر این باور است که هر متنی در رسانهها بر اساس شیوه و چگونگی عرضه، نوع گفتمان و بیان زبانی از قدرتی ایدئولوژیک پیروی میکند. از این رو، برای تحلیل این بازنمایی، از تحلیلهای نشانهشناختی و گفتمانی استفاده میگردد که این پژوهش نیز، «تحلیل گفتمان» را به عنوان روش تحقیق خود انتخاب کرده است که در فصل «روش تحقیق» به بیان دقیق آن پرداختهایم. در این بخش، ابتدا شیوههای جمعآوری اطلاعات – یعنی مطالعه اسنادی که خصوصا ما را در تحلیل تاریخی سینمای استعلاگرا یاری کرده است – ذکر شده و سپس رویکردهای مختلفی که نسبت به تحلیل گفتمان وجود داشته را بررسی کردهایم. این رویکردها شامل رویکرد فرکلاف، وندایک، لاکلاو و موفه و فوکو است که هر یک نقاط قوت و ضعفی را شامل میشوند. به طوریکه برای شناخت کلی گفتمانها، باید رویکرد لاکلاو و موفه و فوکو را در نظر داشت و برای تحلیل مفاهیم جزئی از رویکرد فرکلاف و ون دایک بهره برد. بنابراین با ترکیب دو رویکرد فرکلاف و وندایک و لاکلاو و موفه، چارچوبی برای مولفههای تحلیل گفتمانی متون سینمایی ارائه گشت (جدول شماره 2) که مبنای تحلیل آثار سینمایی در فصل یافتههای تحقیق قرار گرفته است.
در این رویکرد ترکیبی، از مفاهیم اصلی نظریه لاکلاو و موفه یعنی؛ نقطه مرکزی، مفصلبندی، عنصر و وقته و حوزه گفتمانگونگی استفاده گردیده و مولفههای تحلیل گفتمانی فرکلاف و وندایک - که ما را در عرصه تحلیل متون سینمایی یاری میکند – در قالب این مفاهیم اصلی جاگذاری شده است. این رویکرد ترکیبی ما را هم در شناخت گفتمانها و هم تحلیل فیلمها بر اساس آن، یاری رسانده است. به طوری که در ابتدای فصل «یافتههای تحقیق» - پس از آنکه با رویکردی تاریخی و با روشی اسنادی، به مرور سینمای استعلاگرای ایران؛ قبل و پس از انقلاب اسلامی پرداخته شد - گفتمانهای فکری در قالب سه گفتمان «روشنفکری»، «روشنفکری دینی» و «سنت اسلامی» طبق جدول ترکیبی رویکردهای گفتمانی بیان شده است.
طبق یافتههای تحقیق، مشخص گردید که نقطه اصلی گفتمانهای روشنفکری و روشنفکری دینی، «عقل خودبنیاد انسانی» است که در تمام امور و عناصر گفتمانی آنها جاری است. گفتمان روشنفکری بر اصالت انسان، زندگی مادی، تکنیک، روش تجربی در علم و حذف آموزههای وحیانی تاکید دارد و تنها اختلاف این گفتمان با گفتمان روشنفکری دینی، در اعتبار آموزههای وحیانی است. گفتمان روشنفکری دینی، آموزههای وحیانی را میپذیرد، اما آن را در قالب عقل انسانی معنا میکند و هر آنچه که در تضاد با این امر باشد را از درجه اعتبار ساقط میداند. بنابراین، مفهومی مانند «تکثرگرایی دینی» و پذیرش تجربه دینی شخصی افراد در این گفتمان بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. البته نفی آموزههای وحیانی در این گفتمان از طیف قابل مشخصی برخوردار است و به نوعی نشان از عدم ثبات در این زمینه حکایت میکند.
اما گفتمان «سنت اسلامی» تفاوتهای اساسی با دو گفتمان پیشین دارد. نقطه مرکزی این گفتمان را «عقل قدسی» و یا به عبارتی عقل بر مبنای وحی تشکیل میدهد و بر اصالت وحی، انسان دینی، زندگی اخروی، روح انسانی، اخلاق دینی، طبیعت به عنوان نشانه الهی و حضور دین در تمام جهات انسانی تاکید فراوان دارد.
با این تعاریف، مفهوم تجربه دینی در گفتمانهای فوق، هر یک شرایط خاصی پیدا میکند. در گفتمان روشنفکری نهایتا تجربه ماورائی به عنوان امری شخصی پذیرفته میشود که از اعتبار چندانی هم برخوردار نیست. در گفتمان روشنفکری دینی، مفهوم تجربه دینی بر دین نیز اصالت مییابد و تنها راه ارتباط انسان با خداوند محسوب گشته و محدودیتی نیز برای آن در نظر گرفته نمیشود. در گفتمان سنت اسلامی نیز تجربه دینی بر اساس آموزههای دینی تبیین میگردد. بنابراین هر نوع تجربه ماورائی، دینی محسوب نمیشود و شریعت و مناسک دینی، هرگز فدای تجربه دینی نمیگردد.
بر همین اساس و با توجه به مفهوم تجربه دینی در گفتمانهای مختلف، به بررسی نمونههای از فیلمهای سینمایی ایران پس از انقلاب پرداخته شد. از این رو، فیلمهایی مدنظر قرار گرفت که بتواند بازنمایی کاملی از مفهوم گفتمانی تجربه دینی ارائه کند. عطف به این موضوع، فیلمهای «بوی کافور، عطریاس» و «فریاد مورچهها» در گفتمان روشنفکری، «مارمولک» در گفتمان روشنفکری دینی و «زیر نور ماه» و «تولد یک پروانه» در گفتمان سنت اسلامی مورد تحلیل گفتمانی قرار گرفته است.
نکاتی که میتوان در جمعبندی در زمینه بازنمایی مفهوم تجربه دینی از دیدگاه گفتمانهای مختلف در سینمای ایران بدان اشاره کرد را اینگونه میتوان ذکر کرد:
1) سینمای استعلاگرا، از مفاهیم مشترکی برای بیان مفاهیم ماورائی استفاده میکند. از جمله این مفاهیم، «مرگ» و «طبیعت» است. به طوری که بیشترین تعداد فیلمهای تولید شده در این زمینه، موضوعات فوق را به عنوان شالوده اصلی داستانی و فکری خود انتخاب کردهاند. البته باید این نکته را افزود که استفاده از این دو موضوع، تنها ورودی برای بحث در باب مسائل مهمتری بوده است که فیلمسازان در پی آن بودهاند. همچنین نگاههای متفاوتی در این زمینه عرضه شده است. به عنوان مثال از فیلمهای تحلیل شده، «بوی کافور، عطر یاس» با نگاهی روشنفکرانه به موضوع مرگ و طبیعت پرداخته است و این دو را موجب تحول دنیوی انسان میداند، ولی «تولد یک پروانه» سعی کرده با نگاهی عرفانی؛ طبیعت و مرگ را شروع تحولی عظیم در نگرش انسانی به دنیای پس از مرگ قرار دهد. در حالی که مرگ حلقه اتصال به امر متافیزیکی در انسان محسوب میشود، گفتمان روشنفکری در سینما یا آن را مبدا تحول در زندگی انسانی تلقی میکند و یا از رهگذر آن دچار «نهیلیسم» میگردد. اما مرگ در بازنمایی سنت اسلامی در سینما، تلنگری است برای اندیشیدن در امر متافیزیکی و رهگذری است برای ورود انسان به مرحله «طریقت در راه حضرت حق».
2) همانگونه که گفتیم استفاده از زیباییهای بصری «طبیعت»، امری بوده است که هرگز در فیلمهای استعلاگرا فراموش نگشته است. از فیلمهایی مانند تولد یک پروانه، پشت پرده مه، یک تکه نان، خدا نزدیک است و اینجا چراغی روشن است بگیرید تا فیلمهایی مانند باغهای کندلوس و بوی کافور، عطر یاس، طبیعت را مظهر تحول قرار دادهاند. اما نگاه به بازنمایی طبیعت در آنان از تفاوتهای بسیاری برخوردار بوده است. در فیلمی مانند تولد یک پروانه، طبیعت مفهومی «متکامل» از خود بروز میدهد که با سیر انسانی تقرب به خداوند، تکامل در طبیعت و زیباییهای آن نیز نمود مییابد. به طوری که در اپیزود اول فیلم، ما با چهرهای خشک از طبیعت روبرو هستیم. اما این مسئله در اپیزود دوم فیلم، کاهش یافته و در اپیزود سوم فیلم، ما با طبیعتی مطلق که نشانههای خداوند در آن جاری و ساری است،مواجه میشویم و خود مبنایی برای تکامل انسان است که زیباییهای خداوند را در اپیزود آخر بهتر درک میکند. اما در «بوی کافور، عطر یاس»، طبیعت هنگاهی رخ مینماید که شخصی در کما به سر میبرد و پس از به هوش آمدن، آن را نشانه کتمان مرگ مییابد و تنها آن را موتور محرکه زندگی انسانی قلمداد میکند.
3) هیچ فیلمی در حوزه استعلاگرایی نمییابید که موضعی در قبال اعتقادات دینی نگرفته باشد. این موضعگیری یا در حمایت از این اعتقادات بوده است و یا به دنبال نقد و یا رد کردن آن. در حالی که فیلم «فریاد مورچهها»، هرگونه اعتقاد دینی را مانع پیشرفت، دموکراسی و آزادی انسان قلمداد میکند، «بوی کافور، عطر یاس» در لفافه آن را جزء امور بیاهمیت تلقی میکند، «مارمولک» با نگاه روشنفکری دینی و «زیر نور ماه» با نگاه گفتمان سنت اسلامی به نقد آن میپردازد و «تولد یک پروانه»، آن را نجاتبخش تفکر انسانی و راهی برای وصول به حقیقت میشمارد.
همین نگاه در مورد عناصری مانند مناسک دینی نیز وجود دارد. مناسک دینی در فیلمی اهمیت مییابد که بازنمایی سنتی از مفهوم تجربه دینی ارائه کرده باشد. در این گونه از فیلمها ما هرگز شاهد تقبیح مناسک و اعمال دینی نیستیم و به عنوان مثال اجرای فریضه «نماز»، با بازنمایی بسیار مثبتی که نشانه ارتباط با حقیقت است، نشان داده شده است.
4) ارائه مفهوم کلی فیلمها، خود بازنمایی مفاهیم جزئیتری را نیز به همراه داشته است. «اخلاق» در گفتمانهای مختلف، معنا و مفهومی خاص مییابد. اما هرگز نفی نمیگردد. در گفتمان روشنفکری، اخلاق از آنجا معنا مییابد که جزء مهمی برای ادامه حیات مسالمتآمیز انسانی است و بدون اخلاق، وضعیتی آنارشیستی جامعه را تهدید میکند. بنابراین اخلاق در گفتمان روشنفکری در خلوت انسانها، بیمعناست و تنها در عرصه اجتماعی ظهور مییابد. از این رو، ما بعضا شاهد بازنمایی «دو رویی» و به عبارتی ریاکاری در فیلمها هستیم. اما در فیلمهای منطبق بر گفتمان سنت اسلامی، اخلاق چارچوبی مشخص به نام شرع به همراه دارد و باید بر تمام لحظات حکمفرما گردد. زیرا مفهوم اخلاق ارجاعی به آینده پس از مرگ دارد و خلوت و حضور نمیشناسد. از این رو، عمل به اخلاق، نشانه فضیلت و راهی برای رسیدن به حقیقت شمرده میشود.
از دیگر مفاهیمی که عنصر مهمی در فیلمها محسوب میشود و هر یک از فیلمها با توجه به اصول گفتمانی خود در باب آن موضعگیری کردهاند، مفاهیمی مانند «تقدیر»، «تردید»، «خودخواهی»، «بخشش»، «عشق و محبت»، «عدالت»، «زندگی اجتماعی» و «تقدس» از جمله عناصری هستند که با توجه به گفتمان خویش، یا در حوزه گفتمانگونگی قرار گرفتهاند و یا به مفاهیم اصلی گفتمانی در فیلمها بازنمایی گشتهاند. به عنوان مثال عنصر تقدیر در گفتمان سنت، اراده خداوند را در کنار اراده انسان در جهت نیل به سوی خیر و شر مطرح میکند، اما همین عنصر در حوزه گفتمانگونگی گفتمان روشنفکری قرار میگیرد و در زمره خرافاتی شمرده میشود که موجب واپسزدگی زندگی دنیوی شده است.
××× ××× ×××
در این پژوهش، ابتدا به شناخت گفتمانهای فکری و سپس بر اساس آنها به بازنمایی مفهوم تجربه دینی از دیدگاه این گفتمانها در فیلمهای سینمایی ایران پس از انقلاب اسلامی، پرداخته شد. در واقع این پژوهش به دنبال آن بوده است که نحوه بازنمایی یک مفهوم را از نظرگاه گفتمانهای مختلف در سینما تبیین کند. اما نکتهای که در این زمینه وجود دارد، «رابطه دو سویه»ای است که میان متن و گفتمان برقرار است. بدین معنی که با مطالعه فیلمهای استعلاگرای سینمای ایران نیز میتوان به دستهبندی گفتمانی موجود دست یافت و شناخت عناصر موجود در فیلمها – چه نفیاً و چه اثباتاً – میتواند ما را با نقاط مرکزی، عناصر گفتمانی و حوزه گفتمانگونگی آنها رهنمون سازد. ضمن اینکه، این مطالعات میتواند ما را با جابجایی قدرت گفتمانی در دورههای مختلف و همچنین گفتمان مسلط و حاشیه در بازنمایی مفاهیم دینی در سینما آشنا سازد.
پژوهش حاضر نیز با عنوان «بازنمایی مفهوم تجربه دینی در سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی»، سعی داشته است که با نگاه و تحلیلی گفتمانی، ابتدا به شناخت گفتمانهای موجود در جامعه پرداخته و سپس با استفاده از «روش تحلیل گفتمان»، به بازنمایی مفهوم تجربه دینی از نظرگاه این گفتمانها در سینما بپردازد.
بنابراین در بخش مبانی نظری، ابتدا به بیان مفاهیمی مانند دین، دینداری و تجربه دینی از دیدگاه نظریهپردازان مختلف پرداخته شد. بیان این مفاهیم ابتدا از دیدگاه نظریهپردازان علوم اجتماعی شروع گشت و بدین نتیجه رسید که امور ماورائی مانند «تجربه دینی»، مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی نبوده است و نظرات ایشان بیشتر معطوف به محتوای دین و سرگذشت ادیان و نقش دین به عنوان یک عامل اجتماعی در جامعه بوده است. البته باید این مسئله را نیز اضافه کرد که معدودی از نظریهپردازان علوم اجتماعی، مانند «یوآخیم واخ»، حوزه نگاه خود به دین را گسترش داده و مفهوم تجربه دینی را مدنظر قرار دادهاند. «واخ» سه بعد برای تجربه دینی در نظر میگیرد که شامل مفهوم «شهود» در بیان نظری دین، انجام «مناسک» در جهت تحقق آن و «بیان اجتماعی» در جهت ایجاد روابط اجتماعی و نگهداری از این روابط است.
پس از بررسی نظریات عالمان علوم اجتماعی به بیان مفهوم «تجربه دینی» از دیدگاه متالهان پرداخته شد و این مفهوم از دیدگاه مسیحی و اسلامی – که به اعتقاد نگارنده بیشترین تاثیر را در گفتمانهای دینی جامعه داشتهاند – بررسی گشت و بر این مساله تاکید شد که «تجربه دینی»، اصطلاحی است که بیشتر ریشه در «الهیات مسیحی» داشته و از سوی بعضی از متالهان متاخر ایرانی از تعالیم مسیحیت اخذ شده است. البته این مفهوم در تعالیم عرفانی اسلامی و به طور خاص «ابن عربی» با عنوان «تجربه عرفانی» مطرح گشته و تفاوتهایی اساسی با نظریه متالهان مسیحی دارد.
تجربه دینی از دیدگاه متالهان مسیحی، تجربهای است که به «اتصال به امر الهی» اشاره دارد و بر وجود امر متافیزیکی در آن تاکید میگردد. کلیاتی نیز در مورد ویژگیهای تجربه دینی نیز بیان میشود که بعضا در تفکر اسلامی نیز مورد تایید است. متالهان مسیحی، تجربه دینی را نوعی «احساس» و از سنخ «ادراک حسی» میدانند که نوعی «تبیین فوق طبیعی» را مد نظر دارد و «بیانناپذیر»، «معرفتبخش»، «موقتی» و «انفعالی» است. پس با «استدلالات عقلی» هماهنگ نیست. نکتهای که در مورد تفکر مسیحی باید ذکر کرد این است که مفهوم تجربه دینی زمانی شکل گرفت که انتقادهایی از کلیسا مطرح گشت و در جهت مخالفت با ارباب کلیسا، عدهای از متالهان مسیحی به تئوریپردازی در این زمینه پرداختند. از این رو، نظریه تجربه دینی در این نگاه، تاکید بر دین خاصی – حتی مسیحیت – ندارد و آن را حقیقتی میشمارد که برای هر کسی امکان وجودی دارد.
اما تجربه دینی در تعالیم اسلامی، بیشتر در قالب عرفان اسلامی و از سوی ابن عربی مطرح گشته است. البته، تعالیم فلسفی و کلامی نیز در ارائه چارچوب تجربه دینی بیتاثیر نبودهاند و فیلسوفانی مانند ملاصدرا به تمامی این وجوه در رسیدن به نقطهای واحد در این زمینه تاکید ورزیدهاند.
تعالیم ابن عربی – به عنوان بزرگترین نظریه پرداز عرفان اسلامی – در زمینه تجربه عرفانی، از جایگاه رفیعی در تفکر اسلامی برخوردار است و ریشه فکری تجربه عرفانی محسوب میشود. ابن عربی، تجربه عرفانی – یا به عبارتی دینی- را بر خلاف متالهان مسیحی از «وحی» جدا میکند و در قالب بحث «خیال» به بیان تئوری خویش در این زمینه میپردازد. وی بر «دینی بودن» این تجربه تاکید بسیاری دارد و اجرای «شریعت» در این مسئله را واجب میشمارد و معتقد است که «کشف» با تمام حواس پنجگانه قابل درک است. از نکات قوت نظریه ابن عربی، مراتبی است که وی برای تجربه دینی قائل است که این مراتب از قوه «مفکره» آغاز و با «تعقل»، در مرتبه «قلب» و سپس در «روح» تجلی مییابد و در مراحل پنجم و ششم، «قابل بیان» نیست.
مفاهیمی که در باب تجربه دینی در بخش نظری بیان شد، شالوده فکری گفتمانهای موجود در جامعه را بیان میکند. به طوری که ما شاهد حضور این مفاهیم در گفتمانهای اصلی هستیم. حضور تفکرات ابنعربی در گفتمان «سنت اسلامی»، تفکرات متالهان مسیحی در گفتمانهای «روشنفکری دینی» و تفکرات اندیشمندان علوم اجتماعی در گفتمان «روشنفکری» - به عنوان گفتمانهای فکری جامعه ایرانی – کاملا مشهود است و پایههای فکری این گفتمانها را شکل میدهد.
در ادامه فصل مبانی نظری، به بیان نظریاتی در باب رویکرد دینی و هنری در فیلم پرداخته شده است و در پایان نیز «نظریه بازنمایی»، به عنوان نظریهای که پایه اصلی پژوهش ما را در انتخاب روش تحلیل گفتمان تشکیل میدهد، بیان گشته است. «نظریه بازنمایی» بر این باور است که هر متنی در رسانهها بر اساس شیوه و چگونگی عرضه، نوع گفتمان و بیان زبانی از قدرتی ایدئولوژیک پیروی میکند. از این رو، برای تحلیل این بازنمایی، از تحلیلهای نشانهشناختی و گفتمانی استفاده میگردد که این پژوهش نیز، «تحلیل گفتمان» را به عنوان روش تحقیق خود انتخاب کرده است که در فصل «روش تحقیق» به بیان دقیق آن پرداختهایم. در این بخش، ابتدا شیوههای جمعآوری اطلاعات – یعنی مطالعه اسنادی که خصوصا ما را در تحلیل تاریخی سینمای استعلاگرا یاری کرده است – ذکر شده و سپس رویکردهای مختلفی که نسبت به تحلیل گفتمان وجود داشته را بررسی کردهایم. این رویکردها شامل رویکرد فرکلاف، وندایک، لاکلاو و موفه و فوکو است که هر یک نقاط قوت و ضعفی را شامل میشوند. به طوریکه برای شناخت کلی گفتمانها، باید رویکرد لاکلاو و موفه و فوکو را در نظر داشت و برای تحلیل مفاهیم جزئی از رویکرد فرکلاف و ون دایک بهره برد. بنابراین با ترکیب دو رویکرد فرکلاف و وندایک و لاکلاو و موفه، چارچوبی برای مولفههای تحلیل گفتمانی متون سینمایی ارائه گشت (جدول شماره 2) که مبنای تحلیل آثار سینمایی در فصل یافتههای تحقیق قرار گرفته است.
در این رویکرد ترکیبی، از مفاهیم اصلی نظریه لاکلاو و موفه یعنی؛ نقطه مرکزی، مفصلبندی، عنصر و وقته و حوزه گفتمانگونگی استفاده گردیده و مولفههای تحلیل گفتمانی فرکلاف و وندایک - که ما را در عرصه تحلیل متون سینمایی یاری میکند – در قالب این مفاهیم اصلی جاگذاری شده است. این رویکرد ترکیبی ما را هم در شناخت گفتمانها و هم تحلیل فیلمها بر اساس آن، یاری رسانده است. به طوری که در ابتدای فصل «یافتههای تحقیق» - پس از آنکه با رویکردی تاریخی و با روشی اسنادی، به مرور سینمای استعلاگرای ایران؛ قبل و پس از انقلاب اسلامی پرداخته شد - گفتمانهای فکری در قالب سه گفتمان «روشنفکری»، «روشنفکری دینی» و «سنت اسلامی» طبق جدول ترکیبی رویکردهای گفتمانی بیان شده است.
طبق یافتههای تحقیق، مشخص گردید که نقطه اصلی گفتمانهای روشنفکری و روشنفکری دینی، «عقل خودبنیاد انسانی» است که در تمام امور و عناصر گفتمانی آنها جاری است. گفتمان روشنفکری بر اصالت انسان، زندگی مادی، تکنیک، روش تجربی در علم و حذف آموزههای وحیانی تاکید دارد و تنها اختلاف این گفتمان با گفتمان روشنفکری دینی، در اعتبار آموزههای وحیانی است. گفتمان روشنفکری دینی، آموزههای وحیانی را میپذیرد، اما آن را در قالب عقل انسانی معنا میکند و هر آنچه که در تضاد با این امر باشد را از درجه اعتبار ساقط میداند. بنابراین، مفهومی مانند «تکثرگرایی دینی» و پذیرش تجربه دینی شخصی افراد در این گفتمان بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. البته نفی آموزههای وحیانی در این گفتمان از طیف قابل مشخصی برخوردار است و به نوعی نشان از عدم ثبات در این زمینه حکایت میکند.
اما گفتمان «سنت اسلامی» تفاوتهای اساسی با دو گفتمان پیشین دارد. نقطه مرکزی این گفتمان را «عقل قدسی» و یا به عبارتی عقل بر مبنای وحی تشکیل میدهد و بر اصالت وحی، انسان دینی، زندگی اخروی، روح انسانی، اخلاق دینی، طبیعت به عنوان نشانه الهی و حضور دین در تمام جهات انسانی تاکید فراوان دارد.
با این تعاریف، مفهوم تجربه دینی در گفتمانهای فوق، هر یک شرایط خاصی پیدا میکند. در گفتمان روشنفکری نهایتا تجربه ماورائی به عنوان امری شخصی پذیرفته میشود که از اعتبار چندانی هم برخوردار نیست. در گفتمان روشنفکری دینی، مفهوم تجربه دینی بر دین نیز اصالت مییابد و تنها راه ارتباط انسان با خداوند محسوب گشته و محدودیتی نیز برای آن در نظر گرفته نمیشود. در گفتمان سنت اسلامی نیز تجربه دینی بر اساس آموزههای دینی تبیین میگردد. بنابراین هر نوع تجربه ماورائی، دینی محسوب نمیشود و شریعت و مناسک دینی، هرگز فدای تجربه دینی نمیگردد.
بر همین اساس و با توجه به مفهوم تجربه دینی در گفتمانهای مختلف، به بررسی نمونههای از فیلمهای سینمایی ایران پس از انقلاب پرداخته شد. از این رو، فیلمهایی مدنظر قرار گرفت که بتواند بازنمایی کاملی از مفهوم گفتمانی تجربه دینی ارائه کند. عطف به این موضوع، فیلمهای «بوی کافور، عطریاس» و «فریاد مورچهها» در گفتمان روشنفکری، «مارمولک» در گفتمان روشنفکری دینی و «زیر نور ماه» و «تولد یک پروانه» در گفتمان سنت اسلامی مورد تحلیل گفتمانی قرار گرفته است.
نکاتی که میتوان در جمعبندی در زمینه بازنمایی مفهوم تجربه دینی از دیدگاه گفتمانهای مختلف در سینمای ایران بدان اشاره کرد را اینگونه میتوان ذکر کرد:
1) سینمای استعلاگرا، از مفاهیم مشترکی برای بیان مفاهیم ماورائی استفاده میکند. از جمله این مفاهیم، «مرگ» و «طبیعت» است. به طوری که بیشترین تعداد فیلمهای تولید شده در این زمینه، موضوعات فوق را به عنوان شالوده اصلی داستانی و فکری خود انتخاب کردهاند. البته باید این نکته را افزود که استفاده از این دو موضوع، تنها ورودی برای بحث در باب مسائل مهمتری بوده است که فیلمسازان در پی آن بودهاند. همچنین نگاههای متفاوتی در این زمینه عرضه شده است. به عنوان مثال از فیلمهای تحلیل شده، «بوی کافور، عطر یاس» با نگاهی روشنفکرانه به موضوع مرگ و طبیعت پرداخته است و این دو را موجب تحول دنیوی انسان میداند، ولی «تولد یک پروانه» سعی کرده با نگاهی عرفانی؛ طبیعت و مرگ را شروع تحولی عظیم در نگرش انسانی به دنیای پس از مرگ قرار دهد. در حالی که مرگ حلقه اتصال به امر متافیزیکی در انسان محسوب میشود، گفتمان روشنفکری در سینما یا آن را مبدا تحول در زندگی انسانی تلقی میکند و یا از رهگذر آن دچار «نهیلیسم» میگردد. اما مرگ در بازنمایی سنت اسلامی در سینما، تلنگری است برای اندیشیدن در امر متافیزیکی و رهگذری است برای ورود انسان به مرحله «طریقت در راه حضرت حق».
2) همانگونه که گفتیم استفاده از زیباییهای بصری «طبیعت»، امری بوده است که هرگز در فیلمهای استعلاگرا فراموش نگشته است. از فیلمهایی مانند تولد یک پروانه، پشت پرده مه، یک تکه نان، خدا نزدیک است و اینجا چراغی روشن است بگیرید تا فیلمهایی مانند باغهای کندلوس و بوی کافور، عطر یاس، طبیعت را مظهر تحول قرار دادهاند. اما نگاه به بازنمایی طبیعت در آنان از تفاوتهای بسیاری برخوردار بوده است. در فیلمی مانند تولد یک پروانه، طبیعت مفهومی «متکامل» از خود بروز میدهد که با سیر انسانی تقرب به خداوند، تکامل در طبیعت و زیباییهای آن نیز نمود مییابد. به طوری که در اپیزود اول فیلم، ما با چهرهای خشک از طبیعت روبرو هستیم. اما این مسئله در اپیزود دوم فیلم، کاهش یافته و در اپیزود سوم فیلم، ما با طبیعتی مطلق که نشانههای خداوند در آن جاری و ساری است،مواجه میشویم و خود مبنایی برای تکامل انسان است که زیباییهای خداوند را در اپیزود آخر بهتر درک میکند. اما در «بوی کافور، عطر یاس»، طبیعت هنگاهی رخ مینماید که شخصی در کما به سر میبرد و پس از به هوش آمدن، آن را نشانه کتمان مرگ مییابد و تنها آن را موتور محرکه زندگی انسانی قلمداد میکند.
3) هیچ فیلمی در حوزه استعلاگرایی نمییابید که موضعی در قبال اعتقادات دینی نگرفته باشد. این موضعگیری یا در حمایت از این اعتقادات بوده است و یا به دنبال نقد و یا رد کردن آن. در حالی که فیلم «فریاد مورچهها»، هرگونه اعتقاد دینی را مانع پیشرفت، دموکراسی و آزادی انسان قلمداد میکند، «بوی کافور، عطر یاس» در لفافه آن را جزء امور بیاهمیت تلقی میکند، «مارمولک» با نگاه روشنفکری دینی و «زیر نور ماه» با نگاه گفتمان سنت اسلامی به نقد آن میپردازد و «تولد یک پروانه»، آن را نجاتبخش تفکر انسانی و راهی برای وصول به حقیقت میشمارد.
همین نگاه در مورد عناصری مانند مناسک دینی نیز وجود دارد. مناسک دینی در فیلمی اهمیت مییابد که بازنمایی سنتی از مفهوم تجربه دینی ارائه کرده باشد. در این گونه از فیلمها ما هرگز شاهد تقبیح مناسک و اعمال دینی نیستیم و به عنوان مثال اجرای فریضه «نماز»، با بازنمایی بسیار مثبتی که نشانه ارتباط با حقیقت است، نشان داده شده است.
4) ارائه مفهوم کلی فیلمها، خود بازنمایی مفاهیم جزئیتری را نیز به همراه داشته است. «اخلاق» در گفتمانهای مختلف، معنا و مفهومی خاص مییابد. اما هرگز نفی نمیگردد. در گفتمان روشنفکری، اخلاق از آنجا معنا مییابد که جزء مهمی برای ادامه حیات مسالمتآمیز انسانی است و بدون اخلاق، وضعیتی آنارشیستی جامعه را تهدید میکند. بنابراین اخلاق در گفتمان روشنفکری در خلوت انسانها، بیمعناست و تنها در عرصه اجتماعی ظهور مییابد. از این رو، ما بعضا شاهد بازنمایی «دو رویی» و به عبارتی ریاکاری در فیلمها هستیم. اما در فیلمهای منطبق بر گفتمان سنت اسلامی، اخلاق چارچوبی مشخص به نام شرع به همراه دارد و باید بر تمام لحظات حکمفرما گردد. زیرا مفهوم اخلاق ارجاعی به آینده پس از مرگ دارد و خلوت و حضور نمیشناسد. از این رو، عمل به اخلاق، نشانه فضیلت و راهی برای رسیدن به حقیقت شمرده میشود.
از دیگر مفاهیمی که عنصر مهمی در فیلمها محسوب میشود و هر یک از فیلمها با توجه به اصول گفتمانی خود در باب آن موضعگیری کردهاند، مفاهیمی مانند «تقدیر»، «تردید»، «خودخواهی»، «بخشش»، «عشق و محبت»، «عدالت»، «زندگی اجتماعی» و «تقدس» از جمله عناصری هستند که با توجه به گفتمان خویش، یا در حوزه گفتمانگونگی قرار گرفتهاند و یا به مفاهیم اصلی گفتمانی در فیلمها بازنمایی گشتهاند. به عنوان مثال عنصر تقدیر در گفتمان سنت، اراده خداوند را در کنار اراده انسان در جهت نیل به سوی خیر و شر مطرح میکند، اما همین عنصر در حوزه گفتمانگونگی گفتمان روشنفکری قرار میگیرد و در زمره خرافاتی شمرده میشود که موجب واپسزدگی زندگی دنیوی شده است.
××× ××× ×××
در این پژوهش، ابتدا به شناخت گفتمانهای فکری و سپس بر اساس آنها به بازنمایی مفهوم تجربه دینی از دیدگاه این گفتمانها در فیلمهای سینمایی ایران پس از انقلاب اسلامی، پرداخته شد. در واقع این پژوهش به دنبال آن بوده است که نحوه بازنمایی یک مفهوم را از نظرگاه گفتمانهای مختلف در سینما تبیین کند. اما نکتهای که در این زمینه وجود دارد، «رابطه دو سویه»ای است که میان متن و گفتمان برقرار است. بدین معنی که با مطالعه فیلمهای استعلاگرای سینمای ایران نیز میتوان به دستهبندی گفتمانی موجود دست یافت و شناخت عناصر موجود در فیلمها – چه نفیاً و چه اثباتاً – میتواند ما را با نقاط مرکزی، عناصر گفتمانی و حوزه گفتمانگونگی آنها رهنمون سازد. ضمن اینکه، این مطالعات میتواند ما را با جابجایی قدرت گفتمانی در دورههای مختلف و همچنین گفتمان مسلط و حاشیه در بازنمایی مفاهیم دینی در سینما آشنا سازد.
فعالیت دوباره سایت شخصی در حوالی فرهنگ و هنر بیست و سوم دی 90
انتشار شماره 17 گزارش راهبردی رسانه دوم شهریور 90
ظرفیتها و محدودیتهای سینمای ایران در روایت داستانی و تکنیکی انگارههای مهدوی بیست و چهارم تیر 90
آئین دینداری؛ از اجتماعات تا ساختارهای رسانهای تلویزیون پنجم فروردین 90
در خدمت و خیانت فستیوال؛ تاملاتی در باب جشنواره فیلم فجر بیست و دوم بهمن 89
بازنمایی گفتمان سنت اسلامی از تجربه دینی در سینمای ایران؛ تحلیل گفتمان فیلم زیر نور ماه شانزدهم بهمن 89
نفوذی؛ مقدمهای بر بسط نگاه گفتمان انقلاب اسلامی در بیان هنری چهارم بهمن 89
جهانیشدن؛ از نوسازی مدرن تا گفتمان انقلاب اسلامی بیست و یکم دی 89
بگذار تا سرنگون شویم! یازدهم دی 89
یک سری دغدغه یازدهم دی 89
تاملی كوتاه بر بنیانهای تئوریك در تفكر سینمایی شهید آوینی نوزدهم آذر 89
دو هفته و چهار روز! چهارم آذر 89
رسانه ملی، مناسبتها و مسئلهای مبهم به نام مجموعه های داستانی فاخر بیست و یکم آبان 89
انتشار کتاب مجموعه مقالات بررسی راهکارهای تحقق رسالت مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران چهاردهم آبان 89
لیست آخرین پستها
انتشار شماره 17 گزارش راهبردی رسانه دوم شهریور 90
ظرفیتها و محدودیتهای سینمای ایران در روایت داستانی و تکنیکی انگارههای مهدوی بیست و چهارم تیر 90
آئین دینداری؛ از اجتماعات تا ساختارهای رسانهای تلویزیون پنجم فروردین 90
در خدمت و خیانت فستیوال؛ تاملاتی در باب جشنواره فیلم فجر بیست و دوم بهمن 89
بازنمایی گفتمان سنت اسلامی از تجربه دینی در سینمای ایران؛ تحلیل گفتمان فیلم زیر نور ماه شانزدهم بهمن 89
نفوذی؛ مقدمهای بر بسط نگاه گفتمان انقلاب اسلامی در بیان هنری چهارم بهمن 89
جهانیشدن؛ از نوسازی مدرن تا گفتمان انقلاب اسلامی بیست و یکم دی 89
بگذار تا سرنگون شویم! یازدهم دی 89
یک سری دغدغه یازدهم دی 89
تاملی كوتاه بر بنیانهای تئوریك در تفكر سینمایی شهید آوینی نوزدهم آذر 89
دو هفته و چهار روز! چهارم آذر 89
رسانه ملی، مناسبتها و مسئلهای مبهم به نام مجموعه های داستانی فاخر بیست و یکم آبان 89
انتشار کتاب مجموعه مقالات بررسی راهکارهای تحقق رسالت مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران چهاردهم آبان 89
لیست آخرین پستها
اینم آمار
ما!
- کل بازدید :
- بازدید امروز :
- بازدید دیروز :
- بازدید این ماه :
- بازدید ماه قبل :
- تعداد نویسندگان :
- تعداد کل پست ها :
- آخرین بازدید :
- آخرین بروز رسانی :

